سلاااااام .. 

سلام به فصل نو ..

سلام به روز نو .. 

سلام به بــــــــــهار .. 

سلام به بارونای بهاری ..

سلام به خنکی و لطافت نسیم بهاری ..

سلام به سبزی دشت ..

سلام به شکوفه های سفید و صورتی ..

سلام به باغ گیلاس که بهشته اینروزا ..

سلام به شما دوستای همیشه سبز و نازنین 

میگن سلام سلامتی میاره پس چه بهتر که اولین پست سال تازه رو

با اینهمه سلام شروع کنیم .. چطوره ؟ هوم ؟!!

سال نود به سرعت برق و باد گذشت و بهمین زودی دو هفته هم از 

سال نود و یک سپری شد .. این لحظه هایی که اینطور سریع میان و میرن

قطره قطره های جام عمر من و شماست که داره میره به شکم روزگار ..

کاش بواقع امروزمون به از دیروزمون و فردامون بهتر از امروزمون باشه تا

از گذر عمر حس سرخوردگی و ندامت نداشته باشیم ..

من تمام این تعطیلات توی خونه تنها بودم و بواقع هیچ کار مفیدی هم

انجام ندادم !!!!! واقعن چطوریه که آدم قبل تعطیلات نوروز فک میکنه الان

هرچقدر کار عقب مونده داره توی این ایام بهشون میرسه و به روزه بروز میشه

ولی جالبه هفته اول که میگذره و میبینی عملن هیچ غلطی نکردی بازم

از رو نمیری و میگی دیگه هفته ی دوم کولاک میکنم ، میترکوووونم !!!!!! 

و واقعن هم عجب کولاکی میکنی از تنبلی و بیکاری و مفت خوری ..... 

نمیدونم شایدم فقط من اینطوریم و بقیه اینقدر گ ش ا د تشریف ندارن خجالت

به هرحال امیدوارم سال نود و یک برا هممون یک سال سرشار از 

حسهای خوب و موفقیتهای چشمگیر باشه .. سالی باشه که خودمون 

ته دلمون از خودمون راضی باشیم و اخر سال وقتی داریم فصلها و ماههای

گذشته رو مرور میکنیم حس رضایت داشته باشیم نه ندامت ... 

از طبیعت و طراوت بهار لذت ببرین و اجازه بدین تنتون زیر رگبارهای بهاری

خیس خیس شه تا ببینین چه حس قشنگیه چشمهارو بستن و زیر بارون رفتن

خوش اومدی سال تازه .. 

خوش اومدین لحظه های نو ..

خوش اومدی بهار زیبای ما .. 

تصاویر زیباسازی نایت اسکین
+تاریخ ۱۳٩۱/۱/۱۳ساعت ۱۱:۱٦ ‎ب.ظ نویسنده بانو نظرات ()

بیرون هوا بی نهایت سرده .. بادی میاد که بی شباهت به طوفان نیست , اونم چه

طوفانی !!! .. از روزیکه زلزله اومد هرلرزش شیشه ای و هرصدای مهیبی خاطره اون

عصر پرازدلهره رو برامون زنده میکنه .. الان فرصت نیست ازون بعدالظهر بگم .. 

اما با همه ی اتفاقات تلخیکه مسببش اون زلزله ی لعنتی بود بازم معتقدم اون لرزش

یه لرزش به موقع بود .. یه محک خیلی خوب برا بعضیا که شاید به خودشون بیان .

هیچوقت ارامشیکه تو اون لحظه توی صورت بابا دیدم رو فراموش نخواهم کرد .. اینقدر

ریلکس و اروم همون سرجاش نشسته بود که انگار نه انگار ساختمون داره اونطور 

میلرزه و دیوارا هی میرن تا وسط کوچه و برمیگردن .. حتی ترکای عمیق روی 

سقف اتاق هم نتونسته بود بابا رو از جاش تکون بده ... بعدها گفت برا یه لحظه

فک کردم خدایا اگه الان بمیرم گرچه حسرت دیدن موفقیت بچه هام , عروسیشون

و چیزای اینمدلی هنوز به دلمه ولی دلم ارومه .. بعد اشهدشو میخونه و یکمرتبه

یادش می افته به قسط و قرضهاش .. میگه وقتی یاد اونا افتادم برا چندلحظه

نگران شدم و گفتم اینا بعد من چطور میخوان این چکارو پاس کنن ولی یادم افتاد

که هم همسرم و هم بچه هام ادمای باعرضه این و مطمئنم میتونن از پسش بربیان

و بعد دیگه دلم اروم شد ... 

خیلی وقتا توی زندگیم به اینهمه صداقت و قناعت و ایمان بابا حسودیم شده ..

اینکه در عین پاکی و بیگناهی زمونه براش کم غم و غصه خلق نکرد ولی اون همیشه

راضی بود به رضای خدا و هیچوقت حتی در بدترین شرایط کفر نگفت و ذره ای

از ایمانشو ازدست نداد و کم نیاورد .. 

گرچه اونم مثل همه ادما نقص و ایراداتی داره اما اینکه بین هـــمه , چه آشنا و

چه غریبه , به صداقت و مهربونی و نداشتن ذره ای کینه و حسد معروف باشی

باور کنین خیلیـــــــــــــه .. خیلی !

حرف درمورد اون روز خاص خیلیه ولی نمیدونم من چرااینقدر بی حوصله شدم برا

نوشتن حرفام ... باورمیکنین یه سال دیگه هم داره کم کم تموم میشه ؟!!!

امروز به بهونه روز عشق اومدم که بگم من هنوزم شما چند خواننده و دوست 

قدیمی رو خیلی خیلی دوست دارم . امیدوارم همگی لحظه های پراز آرامشی

داشته باشین .. لحظاتی پراز خاطرات خوب .. لحظاتی به رنگارنگی رنگین کمون

تصاویر زیباسازی نایت اسکین
+تاریخ ۱۳٩٠/۱۱/٢۳ساعت ٧:۱٦ ‎ب.ظ نویسنده بانو نظرات ()

یاد قدیما بخیر .. 

قدیما که میگم منظورم پنج شش سال پیشه .. چندسال پیش همین سرزمین مجازی !

من همیشه دلم پیش وب قبلی بوده .. اصلن دلم اونجا جا مونده .. دنیای مجازی رو

بااون وب و بااون دوستان میشناسم .. دلم خیلی برای بعضیا تنگ شده ..

برا هستی که چندماه پیش یه آدرس جدید برام گذاشت ولی اونم بست و دیگه ازش

بی خبرم .. دختر جون من خیلی توی فکرتم , اگه اینجارو میخونی لااقل یک خط 

برام از خودت بنویس , از خودت و از سارا کوچولوی نازت و از زندگیت .. 

برا رهایی که خیلی وقته نمی نویسه و من دلم برا جمله هاش تنگ شده ..

برا روزمره های مریم بانو .. 

برا روزانه های مژده همون دختری از سرزمین اژدها ..

اوم خیلیا بودن که امروز دیگه نمی نویسن .. گاهی یادتون می افتم و اینکه هرکدوم

امروز کجان و چکارا میکنن .. 

مثلن نیلوفر رو یادتونه .. خب اون الان دوساله مهاجرت کرده و میشه گفت به هدف

کوتاه مدتش که همون مهاجرت بود رسیده .. براش خوشحالم . 

یه دوست دیگه ای هم داشتم , آتریسا , اونم رفت استرالیا ولی بعداز مهاجرت 

دیگه خبری ازش ندارم .. نمیدونم جای دیگه ای مینویسه یا کلن بی خیال نوشتن شد

مژده و هفت روز هفته هاش رو یادتونه ؟ .. اونم دیگه نمی نویسه ..

مونی رو چی ؟ حتما یادتونه .. خب مونی الان دیگه مامان شده و یه وب هم برا

پسرک خوشگلش زده که گاهی اونجا مینویسه ولی دیگه مثل اونموقع ها در

دنیای مجازی پررنگ و فعال نیست .. من دلم برا روزانه هاش تنگه .

رز سفید رو که دیگه حتمن همتون میشناسین .. خب رزی مینویسه ولی دیگهع

دنیای خودش و دنیای نوشته هاش به رنگارنگی و خوشمزگی پاستیلایی که 

هرروز میخرید و میخورد نیست .. دلم برا اون رزی همیشه شادیکه حتی یه لحظه

هم توی خونه بند نبود تنگ شده و بیشترازهمه برای " رزی و سسلش "

یاسی و مسعودش رو یادتونه ؟ .. اونم دیگه خیلی نمی نویسه ..

حتی لاله هم اون لاله قدیمترها نیست .

نمیدونم من چرا همیشه چه در زندگی واقعیم و چه درین دنیای مجازی , دل تنگ

گذشته هام .. نمیدونم چرا همیشه باید گذشته ها رو بیشتر دوست داشته باشم

تا امروز و حالا ...

بهونه ی نوشتن این پست , کامنتی بود که از یکی از دوستای قدیمی گرفتم ..

دیدن اسمش بعدازینهمه سال خیلی شوکم کرد .. خوشحالم که اون هم هنوز

اون روزا رو فراموش نکرده .. اینارو نوشتم تا بگم من هم همیشه بیاد قدیمترها و

دوستهای قدیمی هستم و اگه اسمی نمیبرم یا چیزی نمیگم دلیل بر فراموشی

نیست .. 

خیلی وقتا شده تلفن رو برداشتم و سراغی از دوستای قدیمی گرفتم ولی وقتی

دیدم همیشه این تماس از طرف منه خب فکر کردم شاید بچه ها یا دلشون نمیخواد

یا وقتشو ندارن , پس بهتره منم مزاحم نشم , اما توی دل و ذهن خودم همیشه

بیادتون بودم و هستم و آرزوم اینه هرجا که هستین شاد باشین و لبریز آرامش ...

تصاویر زیباسازی نایت اسکین
+تاریخ ۱۳٩٠/۱٠/٢۱ساعت ۱:٤٤ ‎ب.ظ نویسنده بانو نظرات ()

روزا داره میگذره همراه با روزمرگیهای تلخ و شیرینش .. این مدتی که اینجا ننوشتم

اتفاقای خاص هم زیاد افتاده .. 

داداشی و خانومش رفتن سر خونه زندگی خودشون .. یه خونه ی خوشگل و نقلی 

با یه حوض شش ضلعی ناز که دورش چارتا باغچه دایره ای کوچول موچولو هم هست

خداییش وقتی خونه ای رو که یکسال تموم خود داداشی و چندتا از دوستاش صبح تا

شب اونجا کار کرده بودن از بنایی بگیر تا سرامیک و موزاییک و گچ و لوله کشی و

چوبکاری و کابینتا و و و و خلاصه همه ی همه ی کاراشو خودشون کرده بودن , دیدم

اصلن باورم نمیشد این خونه ی به این خوشگلی کار خود بچه ها باشه ..

خداییش دوستای ماهی داره که همیشه همه جوره کنارش هستن و البته اینم 

بگم که خودش هم یک دوست بی نظیره که حاضره واسه دوستاش جونشو هم بده

باخودم فک کردم چی میشد همه ی ادما توی همه کارا اینجوری همو حمایت 

میکردن .. مثلن داداش من اگه میخواست توی این سن و سال همچین خونه ای

داشته باشه و حمایت دوستاش نبود بکل اینکار غیرممکن میشد ولی امروز هم

یه خونه خیلی خوشگل داره هم کمرش زیر بار قرض و بدهی خم نشده خداروشکر 

و این یعنی دوست بودن .. این یعنی دوستی .. 

یادمه چندسال پیش میخواستم سوئیچ ماشین بابا رو ازش بگیرم , بعد گفت فلان

جا هستم بیا اونجا بگیر .. اواخر پاییز بود و هوا بسیار سرد .. وقتی رفتم اومد جلوی

در که سوئیچ رو بده بااون وضعیکه دیدمش واقعن جاخوردم .. توی اون هوای سرد

یه شلوار کار پوشیده بود که تاروی زانو تا زده بود شلواره رو , بعد تمام پاهاش 

پر بود از کاهگل .. معلوم بود داشته گل لگد میکرده ... دستاش هم گچی و گلی 

و خلاصه وضعی بود ... بهش گفتم وای این چه سر و وضعیه .. جوابی نداد ..

شب فهمیدم که یکی از دوستاش داره خونه میسازه اینام بعد الظهر که کاراشون 

تموم میشه همه میرن اونجا کمکش ... اونموقع یادمه کلی هم توی دلم بهش

فحش دادم که این بچه ازهمون اول احمق بود و همش بلده حمالی این و اونو بکنه

و این چرا اینقدر خله که فقط منتظره یکی یه کاری ازش بخواد این با سر بره و 

خلاصه فکر میکردم خیلی ساده س و دیگران ازین مهربونی و سادگیش سوء استفاده

میکنن اما امروز فهمیدم اصلن اینطوری نیست .. اون فقط یک دوست واقعیه ..

اونروز همه به اون دوستشون کمک کردن و صاحب خونه شد و امروز همه به برادر

من کمک کردن و خونش رو ساخت و فردا هم قطعا روز بقیه ی بچه هاس ..

شاید باورنکنین ولی محاله از دوستاش چیزی بخواد و نه بیارن .. خودشم همینطوره

نمیدونین توی مراسم چطور دوستاش نوبتی هی بلندش میکردن و میگذاشتنش

روی دوششون و دورش میدادن دور سالن و چه پولی بود که اینا شاباش دادن و

کادو دادن و خلاصه بریز و بپاشی کردن که حتی فیلمبرداره متعجب مونده بود ....

خلاصه که من غبطه خوردم به این دوستی و داشتن چنین دوستان باحال و بامرامی

توی این زمونه ایکه اکثر آدما تا بتونن از دروغ و دغل و نامردی کم نمیگذارن .. 

خیلیا به اسم دوست جلو میان ولی فقط گرگی هستن در لباس بره .. هیچوقت 

حتی اون حس قشنگ دوستی رو هم ازشون نمیگیری چه برسه به دیدن دوستیشون

البته خود من از طریق همین دنیای مجازی دوستی پیداکردم که میتونم با جرات 

بگم که یک دوست واقعیه .. دوستی که میشه درهر شرایطی روی دوستیش 

حساب کرد . خداییش بارها مزاحمش شدم برا کارای مختلف و اون همیشه و

همیشه باروی باز هرکاری ازش خواستم انجام داده .. میخواسته بره سفر بهش

سفارش خرید دادم بدون اینکه پولی واریز کنم و اون خرید رو که انجام داده بماند 

توی شلوغی کار و زندگی برام پستش هم کرده و حتی یکبار پولی که هزینه کرده

بود رو هم بهم کادو داده ... چندین بار به دلایل مختلف پولهایی به حسابش واریز

شده و این دوست گل زحمت انتقال وجه به حساب من رو دراولین فرصت کشیده 

خداییش توی این زمونه نمیتونی حتی به نزدیکترین ادمها اعتماد کنی و چندمیلیون

بریزی به حسابشون و من با چشم بسته به این نازنین اعتماد میکنم . 

البته اعتمادهای من جز زحمت و دردسر برا این عزیز دل چیزی نداشته . خیلی دلم

خواسته یکجوری محبتاشو جبران کنم , لااقل یه هدیه کوچولو بگیرم که براش 

یادگاری بمونه اما تاامروز این اجازه رو نداده , واسه همین امروز که صحبت از دوست

و دوستی به میون اومد دیدم عین بی انصافیه اگه اسمی از بهار عزیزم نیارم و ازش

بخاطر تمام زحماتیکه برا من کشیده تشکر نکنم . میخوام بدونی که خیلی خیلی 

واسم عزیزی و من هیچوقت این دوستی بی منتت رو فراموش نخواهم کرد .

* مرضیه جون , دوست خوبم ! باورکن من چندبار خواستم برات ایمیل

بدم و لااقل از ایمیلای خوبت تشکر کنم ولی اینقدر این ماهها ذهنم درگیر بوده که

خداشاهده حوصله نشستن پشت کامی هم نداشتم . حالا بهم بگو توی ف ی س 

ب و ک اکانت داری ؟ اگه اونجا هستی بگو تا ادت کنم و بیشتر از هم باخبر باشیم .

* بیاد همتون هستم و کم و بیش از احوال همگی خبردار .. دوستتون دارم بچه ها

* کامنت دونی همچنان تاییدیه و کامنتها فعلن فقط برا خودم میمونه . 

تصاویر زیباسازی نایت اسکین           
   
+تاریخ ۱۳٩٠/۱٠/٧ساعت ٤:۳٢ ‎ب.ظ نویسنده بانو نظرات ()