بیرون هوا بی نهایت سرده .. بادی میاد که بی شباهت به طوفان نیست , اونم چه

طوفانی !!! .. از روزیکه زلزله اومد هرلرزش شیشه ای و هرصدای مهیبی خاطره اون

عصر پرازدلهره رو برامون زنده میکنه .. الان فرصت نیست ازون بعدالظهر بگم .. 

اما با همه ی اتفاقات تلخیکه مسببش اون زلزله ی لعنتی بود بازم معتقدم اون لرزش

یه لرزش به موقع بود .. یه محک خیلی خوب برا بعضیا که شاید به خودشون بیان .

هیچوقت ارامشیکه تو اون لحظه توی صورت بابا دیدم رو فراموش نخواهم کرد .. اینقدر

ریلکس و اروم همون سرجاش نشسته بود که انگار نه انگار ساختمون داره اونطور 

میلرزه و دیوارا هی میرن تا وسط کوچه و برمیگردن .. حتی ترکای عمیق روی 

سقف اتاق هم نتونسته بود بابا رو از جاش تکون بده ... بعدها گفت برا یه لحظه

فک کردم خدایا اگه الان بمیرم گرچه حسرت دیدن موفقیت بچه هام , عروسیشون

و چیزای اینمدلی هنوز به دلمه ولی دلم ارومه .. بعد اشهدشو میخونه و یکمرتبه

یادش می افته به قسط و قرضهاش .. میگه وقتی یاد اونا افتادم برا چندلحظه

نگران شدم و گفتم اینا بعد من چطور میخوان این چکارو پاس کنن ولی یادم افتاد

که هم همسرم و هم بچه هام ادمای باعرضه این و مطمئنم میتونن از پسش بربیان

و بعد دیگه دلم اروم شد ... 

خیلی وقتا توی زندگیم به اینهمه صداقت و قناعت و ایمان بابا حسودیم شده ..

اینکه در عین پاکی و بیگناهی زمونه براش کم غم و غصه خلق نکرد ولی اون همیشه

راضی بود به رضای خدا و هیچوقت حتی در بدترین شرایط کفر نگفت و ذره ای

از ایمانشو ازدست نداد و کم نیاورد .. 

گرچه اونم مثل همه ادما نقص و ایراداتی داره اما اینکه بین هـــمه , چه آشنا و

چه غریبه , به صداقت و مهربونی و نداشتن ذره ای کینه و حسد معروف باشی

باور کنین خیلیـــــــــــــه .. خیلی !

حرف درمورد اون روز خاص خیلیه ولی نمیدونم من چرااینقدر بی حوصله شدم برا

نوشتن حرفام ... باورمیکنین یه سال دیگه هم داره کم کم تموم میشه ؟!!!

امروز به بهونه روز عشق اومدم که بگم من هنوزم شما چند خواننده و دوست 

قدیمی رو خیلی خیلی دوست دارم . امیدوارم همگی لحظه های پراز آرامشی

داشته باشین .. لحظاتی پراز خاطرات خوب .. لحظاتی به رنگارنگی رنگین کمون

تصاویر زیباسازی نایت اسکین
+تاریخ ۱۳٩٠/۱۱/٢۳ساعت ٧:۱٦ ‎ب.ظ نویسنده بانو نظرات ()